محمد مهدى ملايرى
76
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تنها احتياج به وسعت دائرهء علم و اطّلاع پژوهشكننده دارد ، بلكه بالاتر از آن معرفت كاملى نسبت به هر دو زبان ، چه زبانى كه از آن ترجمه شده و چه زبانى كه آن آثار بدان نقل گرديده است ، و همچنين قدرت تشخيص خاصّى لازم دارد . » وقتى چنين كارى در دورهء ما كه بين زبانهاى مختلف روابط و آشنائى بيشترى حاصل شده و در پرتو استحكام روابط بين لغات دامنهء همكاريهاى فرهنگى و ادبى بين آنها در نتيجهء بوجود آمدن وسائل چاپ و راديو و جز آنها گسترش يافته است تا اين حدّ دشوار باشد ، معلوم است كه تحقيق دربارهء روابط نقل و ترجمه بين زبانها در اصول قديم و ميانه تا چه حد دشوار خواهد بود . اين مطلب را هنگامى خوب درك مىكنيم كه كتاب ترجمه و نقل از فارسى در سدههاى نخستين اسلام را كه آقاى دكتر محمّدى رئيس كرسى زبان و ادبيّات فارسى دانشگاه لبنان تأليف نمودهاند و جزء انتشارات اين كرسى بچاپ رسيده است مطالعه كنيم و در مقدّمهء آن چنين بخوانيم : « تأليف اين كتاب آزمايشى است كه براى پژوهش در رشتههايى از ادب كه مشترك بين ادبيّات عربى و فارسى هردو است به عمل آمده ، يعنى رشتهء نقل و ترجمهء آثار ادبى از زبان فارسى به زبان عربى در سدههاى نخستين اسلامى بويژه در اوائل عصر عبّاسى . و مقصود از اين آثار ادبى آنگونه آثارى است كه با ادبيّات عربى بطورى آميخته شده كه جزئى از اجزاء آن گرديده و شناختن آنها آسان نيست . بنابراين پىجوئى و كاوش براى بازشناختن اين آثار نسبت به ادبيّات عربى تحقيق دربارهء سرچشمههاى ايرانى است كه در ادبيّات عربى جريان يافته و با سرچشمههاى ديگر اين نهر بزرگ را تشكيل دادهاند . و نسبت به زبان فارسى جستجو از پارهاى از اصول ادبى آن در دوران پيش از اسلام است از خلال ادبيّات عرب ، و كشف بعضى از متونى است كه قسمت اعظم آن پس از اسلام از ميان رفته است . و ما اميدواريم كه اين گونه بحث و تحقيق